ایجاد وبلاگ عکس عاشقانه فال حافظ دانلود آهنگ جدید دانلود آهنگ جدید خرید آنتی ویروس دانلود آهنگ بدنسازی بلیط چارتر مشهد کوهنوردی پایان نامه ارشد برنامه و بازی اندروید دانلود آهنگ اجاره تجهیزات نمایشگاهی قاب گوشی باربری چلسی تهران آتلیه عکاسی کودک انجام پایان نامه بک لینک پایان نامه ارشد
بستن تبلیغات [X]
مشاوره مدیریت بازاریابی فروش تبلیغات برندینگ

آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای : افزایش فروش با NLP

جمعه 4 تير 1395
11:37
iranmct

تیم مشاوران مدیریت ایران :

تکنیک‌های فروشندگی در طول زمان و با تغییر الگوهای مصرف و سطح آگاهی مشتریان، تغییر می‌نماید. تکنیک‌های فروشندگی که بر اساس متدهای آموزش فروش متداول و صرفا تجربی طراحی شد، دیگر منسوخ است. تجربه نشان داد دوره‌های آموزش فروش با عناوین آموزشی عمومی چیزی جز اتلاف پول، زمان و انرژی سازمان نیست.

به همین دلیل در اروپا و آمریکای شمالی، شرکت‌های بزرگ و کوچک حاضر در صنعت، به دنبال آموزش "برنامه‌ریزی-عصبی کلامی" Neuro-linguistic programming: NLP (ان ال پی) و آموزش فروش کارکنان بر اساس "هیپنوتیزم پنهان" می‌باشند.

آموزش فروش ال.ان.پی LNP

تئوریسین‌های اولیه NLP معتقد هستند که بین فرایندهای عصبی و الگوهای رفتاری و پردازش کلامی، ارتباطی وجود دارد که می‌تواند از طریق تجربه آن را برنامه‌ریزی و یاد گرفت و می‌توان از این رویکرد برای هدف ویژه‌ای در کار و زندگی، بهره گرفت و حتی به این شیوه بتوان مسیر زندگی را تغییر داد.

گاه به‌جای NLP از واژه Covert Hypnosis به معنای هیپنوتیزم پنهان نیز استفاده می‌شود.

هیپنوتیزم پنهان به معنای تلاش به برقراری ارتباط با بخش ناخودآگاه مغز فرد، بدون اطلاع وی است. هیپنوتیزم پنهان در طول یک مکالمه معمولی اتفاق می‌افتد. گاه به هیپنوتیزم پنهان Sleight of Mouth به معنای "تردستی زبانی" نیز گفته می‌شود.

هدف از هیپنوتیزم پنهان و NLP

با اعمال تغییراتی در ناخودآگاه مخاطلب، در نحوه رفتار وی تغییراتی ایجاد نماییم و فرد را متقاعد میسازیم که ذهنش به‌صورت ارادی تغییر نموده است. هنگامی‌که این کار با موفقیت انجام شود، مخاطب از اینکه هیپنوتیزم شده و یک تغییر غیرمعمول در او به رخ‌داده ، مطلع نمی‌گردد.

اکنون با بهره‌گیری از تکنیکهای NLP، عناوین و مطالب دوره " آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای" را تعریف می‌نماییم.

این روش‌های روان‌شناسی متقاعدسازی، باید با خصوصیات مخاطبین (مشتری بالقوه) تطبیق یابد. در این روش فروش به فروشنده بسیار تاکید می‌نماییم که هدف صرفا فروش محصول نیست و تمرکز باید بر افراد و برقراری ارتباط با آن‌ها باشد. به‌کارگیری تکنیک‌ها و روش‌های افزایش فروش با NLP بسیار مفید و کمک می‌نماید تا مشتری را رصد بر اساس شخصیت،رفتار و کردار وی با وی تعامل نمایید تا اثرگذاری شما بر وی به حداکثر برسد.

توجه : مدرسی که بتواند از NLP در حوزه فروش بکارگیرد، باید علاوه بر تحصیلات آکادمیک، حتما دو ویژگی داشته باشد :

  • مطالعات آزاد در حوزه NLP از رفرنس‌های روز دنیا
  • تجربه عملی "فروش رودررو" یا "فروش تلفنی" در بازار سنتی همان کشوری که قصد آموزش این تکنیک‌ها به فروشندگانش را دارد. زیرا که باید دغدغه فروشنده، ریسک‌ها و مشکلات جاری در بازار ، مشخصات فرهنگی و عکس‌العمل‌های مشتریان را شخصا تجربه نموده باشد.

در طی دوره آموزش افزایش فروش با NLP ، فروشنده با خودشناسی فروش را می‌آموزد . زیرا که ما معتقدیم : هنگامی در شناخت دیگران موفق خواهید بود، که شناخت دقیقی از خود داشته باشد. اولین گام در دیگر شناسی، خودشناسی است.

در ادامه به بیان برخی نکات در خصوص فرایند آموزش فروش حرفه‌ای با تکنیک NLP خواهیم پرداخت . این نکات را در زمان به‌کارگیری تکنیک‌ها در جریان فروش و متقاعدسازی مشتری، مدنظر داشته باشید. حتما این نکات نزد هر فروشنده غیرحرفه‌ای و یا فروشنده باتجربه‌ای مفید خواهد بود.

ادامه مطلب : آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای : افزایش فروش با NLP

تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم بوده و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.


[ بازدید : 12 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

اهمیت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای

جمعه 4 تير 1395
11:34
iranmct

اهمیت آموزش فروش

تیم مشاوران مدیریت ایران:

اهمیت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای برای سازمان

نقش و جایگاه آموزش فروش حرفه‌ای در سازمانتان چیست ؟ آیا فقط "خوب است که باشد" یا "باید" در سازمان باشد ؟

آیا آموزش فروش یک کار تجملی محسوب می‌گردد که هر وقت بودجه‌ای بود آن را در فهرست کارهایمان قرار دهیم و یا باید جزئی از برنامه‌ریزی استراتژیک در مسیر دستیابی به اهداف عالی سازمان باشد؟ آیا عناوین و مطالب آموزش فروش با نیاز سازمان، توانایی مالی، استعداد نیروی انسانی و بودجه اجرایی سازمان منطبق است ؟

  • برخی مدیران، آموزش را اتلاف زمان می‌دانند و اعتقاددارند که نیروی فروش باید در حین کار و با کسب تجربه، همه‌چیز را بیاموزد.
  • از سوی دیگر سازمان‌هایی هستند با برگزاری دورهای آموزشی و فرستادن فروشندگان به سمینارهای علمی در حال اتلاف پول و انرژی خود هستند.

هر دو مورد فوق اشتباه است. یادگیری نیروی فروش بر اثر آزمون‌وخطا هزینه‌های جبران‌ناپذیری برای سازمان در پی خواهد داشت. چه مشتریان وفاداری که با اشتباه یک فروشنده غیرحرفه‌ای از برند رنجیده‌خاطر شده و چه مشتریان جدیدی که دیدگاهشان نسبت به سازمان منفی شده خواهد شد.

البته "دلایل عدم موفقیت دوره آموزش فروش" بسیارند. دوره آموزشی باید برای هر سازمانی جداگانه همخوان (Customize) گردد. هنگامی‌که مطالب آموزشی، برای کارکنان یک اتوشویی، یک شرکت فنی و یک آژانس املاک، دقیقا مشابه باشد، پس یک نسخه آموزشی ثابت برای تمام کسب‌وکارها پیچیده‌ایم. آیا این امکان دارد؟ اگر مطالب آموزشی به کلی‌گویی بپردازد، پس آموزش عمومی و نه حرفه‌ای و نه تخصصی است. آموزش عمومی در کتاب‌ها نیز وجود دارد، پس چرا سازمان برای آموزش عمومی با اثربخشی پایین، بودجه بالایی تخصیص می‌دهد ؟

اهمیت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای برای نیروی فروش

1- آموزش فروش سبب افزایش درآمد

بخش فروش؛ عامل اصلی تولید پول در سازمان بوده و تقریبا بقیه بخش‌ها، پشتیبان عملیات فروش هستند. در یک فضای کسب‌وکار رقابتی، همه رقبا سخت به دنبال جلب نظر مشتریان به‌سوی برند خویش هستند. تعهد فروشنده به ارائه محصول مناسب، به مشتری مناسب و در زمان مناسب بسیار ضروریست. با آموزش صحیح فروشندگان، هرگونه اتلاف زمان توسط فروشنده حذف می‌گردد. شاید محصول شما بهترین محصول بازار باشد، اما آیا به بهترین شیوه و در بهترین زمان به مشتری معرفی‌ میگردد؟

ادامه مطلب : اهمیت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای


    تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم بوده و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.


    [ بازدید : 10 ] [ امتیاز : 2 ] [ نظر شما :
    ]

    نقش رنگ در برندسازی و فروش

    پنجشنبه 27 خرداد 1395
    19:00
    iranmct

    تیم مشاوران مدیریت ایران :

    رنگ برند، قسمت جدایی‌ناپذیر برندسازی و برندینگ و بخش مرکزی شخصیت برند است و اگر در بلندمدت و بر اساس یک الگوی مشخص و پایدار به کار گرفته شود، عامل هویت‌دهنده برند خواهد بود. هنگامی‌که رنگ‌سازمانی با در نظر داشتن استانداردهای مدیریت برند منجمله تداعیات رنگ در ذهن مخاطب، انتخاب شود، حتما برای محصولات و خدمات مختلف باید رنگ‌های متفاوتی در نظر گرفت. رنگی که مورد انتظار مشتری و بازار ان سازمان باشد. رنگ به سازمان کمک می‌کند تا در میان رقبا شناخته شود.

     رنگ برندینگ برندسازی فروش

    رنگ باید به مشخص‌ترین عامل شناسایی برند تبدیل گردد. به برندهایی نظیر: ایرانسل، ودافون،گوگل فکر نمایید.

    رنگ برند حتما باید در لوگو دیده شود، مثل رنگ آبی در توییتر ، رنگ قرمز در تارگت یا رنگ سبز فسفری در جای پنجه هیولا در نوشابه انرژی‌زای مانستر.

    شرکت‌هایی که دارای محصولات مصرفی بسته‌بندی‌شده ( مخصوصا محصولات تند مصرف FMCG) هستند، در خصوص رنگ برند و لوگوی خود بسیار حساس بوده و آن قلب استراتژی بسته‌بندی خود می‌دانند.

    رنگ بنفش شکلات Cadbury ، رنگ قرمز کوکاکولا، رنگ صورتی باربی، همه جز نوع شرکتها هستند.

    آیا رنگ می‌تواند بیانگر ارزش و قدرت برند باشد ؟

    اگر برندهای فوق، نام و لوگوی خود را از روی بسته‌بندی برداشته و فقط ویژگی‌های برند خود در رنگ و بسته‌بندی محصولات استفاده نماید، آیا همچنان مخاطبان بین‌المللی، آن تشخیص می‌دهند ؟

    برندسازی با امضای رنگ برند

    برند .The Tiffany & Co که با رنگ پانتون 1837 ثبت‌شده (شرکت رنگ پانتون)، متعلق به شرکت تولیدکننده جوهرات در نیویورک است. پانتون به احترام سال روز تاسیس تیفانی در چنین تاریخی، رنگ آبی فیروزه‌ای خیلی کمرنگ 1837 را از لیست کد رنگ‌های خود خارج نمود و آن را متعلق به شرکت تیفانی می‌داند.

    تقریبا در تمام دنیا این رنگ خاص را با نام رنگ آبی تیفانی Tiffany Blue می‌شناسند . این جواهری سازی، "امضای برند بر بسته‌بندی" را به‌صورت یک جعبه آبی‌رنگ تعریف نموده است. دور جعبه یک روبان سفیدرنگ پیچیده می‌شود ولی گره‌زده نمی‌شود، با کشیدن یک‌سوی پاپیون روی جعبه، ناگهان کل روبان باز می‌شود، که بخشی از مشخصه بسته‌بندی تیفانی میباشد. روبان بسته‌بندی همواره سفیدرنگ است و تنها در تعطیلات رنگ قرمز آن استفاده مینمایند.

    برند تیفانی tiffany


    ادامه مطلب : نقش رنگ در برندسازی و فروش (مطالعه موردی برند Tiffany )


    دریافت خبرنامه تیم مشاوران مدیریت در تلگرام هفته‌ای یکبار (بدون درج تبلیغات)

    تلگرام خبرنامه مدیریت تجارت

    تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.


    [ بازدید : 20 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
    ]

    برند فرقه یا برند کیش - کالت برند Cult Brand

    جمعه 21 خرداد 1395
    12:27
    iranmct

    تیم مشاوران مدیریت ایران :

    برند فرقه یا برند کیش (کالت برند Cult Brand ) یکی از 21 نوع برند است و در زیر عنوان برندینگ، جز برند متخاصم Hostile Brand دسته‌بندی می‌گردد. کالت برند بر اساس وفاداری مشتریان حول یک دسته، گروه، فرد یا محصول در یک جامعه شکل می‌گیرد. برند فرقه علاقه‌ای به دیگران ندارد، مشتریانی دارد که خودشان را متعصبین و سینه‌چاکان این برند می‌دانند، طرفداران برند فرقه به‌طورجدی و حقیقی، منافع و هویت خود را درگرو محبوبیت و موفقیت برند می‌دانند.

    برند فرقه کیش کالت برند Cult Brand

    برند فرقه، ارتباطی منحصربه‌فردی با مشتریان خویش برقرار می‌نماید و حول برند خود یک فرهنگ مصرف خاصی را شکل می‌دهد و این فرهنگ، دیگران را تحریک می‌کند تا از صمیم قلب بخواهند بخشی از این فرهنگ باشند. از کالت برندهای جدید می‌توان به Mini Cooper, Harley-Davidson, Apple, Oprah, Linux اشاره نمود.

    در دنیای کالت برندینگ، مشتری پادشاه نیست، بلکه مشتری عضوی از خانواده برند است.

    اگر یک موتور هارلی-دیویدسون بخرید، تنها یک موتور نخریدید، شما عضو جدیدی از کلاب هواداران برند فرقه شده‌اید. کلابی که در تمام قاره‌های جهان به صورتی فعال برای اعضای خود برنامه‌ریزی می‌نماید.

    برند فرقه، هیچ رقیبی ندارد و با وضع قوانین خاصی، مشتریان خود را تعریف و بر مشتریان خود حکومت می‌نماید. هیچ جایگزینی برای آنان نیست. چه کسی جای اپرا وینفری و چه چیزی جای محصولات اپل را می‌تواند بگیرد؟

    برند فرقه حتما سودآوری بالایی حتی در شرایط نامناسب اقتصادی بازار دارد، زیرا که با داشتن ارتباط قوی با مشتریان، هرگز فراموش نمی‌شود.

    برند فرقه به این درک رسیده که برندش متعلق به مشتریانش است. به مشتری گوش می‌دهد و تنها به خواست مشتری اهمیت می‌دهد. یک کالت برند با پیش‌بینی نیازهای اساسی انسانی و معنوی مشتریانش و پذیرش و پاسخگویی به این نیازها، موفق می‌شود.

    متعاقبا، برند فرقه به سطحی از وفاداری مشتریان دست میابد که در بین کسب‌وکارهای سنتی بی‌سابقه میباشد.





    دریافت خبرنامه تیم مشاوران مدیریت در تلگرام هفته‌ای یکبار (بدون درج تبلیغات)

    تلگرام خبرنامه مدیریت تجارت

    تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.


    [ بازدید : 23 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
    ]

    تبلیغات موبایلی (اَپ ور تایزینگ) Appvertising

    جمعه 14 خرداد 1395
    12:07
    iranmct

    تیم مشاوران مدیریت ایران :

    در بسیاری از کشورها ، هنگامی‌که بحث از اینترنت به میان می‌آید، ناخودآگاه ذهن به سمت وسایل قابل‌حملی نظیر تلفن همراه و تبلت می‌رود، زیرا استفاده از سیستم دیال.آپ و شبکه کابلی عملا فراموش‌شده است. این روند در ایران نیز دیده می‌شود. دسترسی به اینترنت از طریق اینترنت بی‌سیم Wi-Fi و سیم‌کارت‌های نسل 4G کم‌وبیش محیاست. این بدین معناست که افراد و شرکت‌ها برای استفاده از اینترنت، نیازشان در استفاده از لب تاپ و کامپیوتر رومیزی به میزان بسیار زیادی کاهش‌یافته است. از همین روست که شرکت‌هایی نظیر سامسونگ، گوگل، اپل، پول‌های میلیاردی می‌سازند و این صنعت با سرعت غیرقابل‌باوری در حال رشد است.

    appvertising تبلیغات موبایلی

    از سال 2010 ، چند صد میلیون تلفن همراه هوشمند فروخته‌شده است و هرسال این آمار حدود 50% افزایش میابد. این بدین معنا است که تعداد تلفن همراه هوشمند چندین برابر سایر انواع تجهیزات استفاده از اینترنت است. آمار، قدرت تلفن همراه هوشمند را نشان می‌دهد.

    سوالاتی که پیش می‌آید :

    • آیا تلفن همراه یک رسانه است ؟
    • چگونه از این روند می‌توانیم پول درآوریم ؟
    • چگونه پیام تبلیغاتی خاصی را به می‌توان به کاربر تلفن همراه منتقل نمود ؟

    پاسخ سوالات فوق در بخش بازاریابی موبایلی Mobile Marketing ارائه می‌گردد. باید پیامی خاص را به مخاطبی خاص که مالک یک تلفن موبایل یا تبلت هست، رسانده و از سوی دیگر میزان فروش محصولات و خدمات را بر بستر ابزارهای قابل‌حمل ، افزایش و نرخ بازگشت سرمایه ROI را بهبود بخشیم.

    ما در دهه زندگی با اَپ موبایل Mobile App (نرم‌افزار قابل‌نصب روی وسایل قابل‌حمل) بسر می‌بریم. در بسیاری از کسب‌وکارها، نبود یک ارتباط موثر نرم‌افزاری بر بستر موبایل با مخاطب مدنظر، یک غفلت بزرگ برای دستیابی به موفقیت است. شرکت‌هایی که در بازاریابی خود خلاقیت و نوآوری را در نظر داشته و بازاریابی سنتی را تنها راه موفقیت نمی‌دانند، تلاش خود را برای رسیدن به مشتریان جدید از راه‌ها و شیوه‌های جدید، هرگز به پایان نمی‌بخشند، یکی از این راه‌ها بازاریابی با نرم‌افزار موبایل (اَپ ورتازینگ) Appvertising است.

    اپ ورتازینگ جز بازاریابی مجازی Virtual Marketing دسته‌بندی می‌گردد.

    دقت نمایید که تلفن همراه به‌عنوان یک رسانه تبلیغاتی جدید، جزء رده میانی طیف رسانه‌های تبلیغاتی است (کانال‌های تبلیغاتی با مخاطب متوسط و هزینه متوسط TTL) اولین قدم باید شناخت نحوه کار این رسانه باشد و سپس بر اساس روانشناسی مخاطب، استراتژی این نوع تبلیغات و طراحی آن را انجام دهیم.

    توجه نمایید : زمانی که در خصوص "تبلیغات اَپی" صحبت به میان می آید، منظورمان پیام‌های تبلیغات مزاحم داخل نرم‌افزارهای اطلاع‌رسانی نظیر تلگرام نیست. همچنین منظورمان صفحات مزاحمی که درون اپ‌های فارسی شده وجود دارد( پاپ.آپ : صفحات تبلیغاتی بازشونده خودکار)، هرگز نیست.

    حتما برخی app‌های ایرانی یا چینی را دیده‌اید که در طرفین آن، یک بنر چشمک‌زن دائما پیامی به شما نشان می‌دهد. چند مرتبه روی آن کلیک کرده‌اید و مثلا از سایت تبلیغ دهنده خرید نموده‌اید؟

    تبلیغات غیرحرفه‌ای فقط موجب نارضایتی کاربر و پاک نمودن نرم‌افزار می‌گردد.

    زیرا برند معتبر هرگز به خود اجازه ایجاد مزاحمت نخواهند داد، مثلا اگر نرم‌افزار موبایل شرکت KFC را اگر نصب نمایید، کاملا این مطلب درک می‌نمایید.اگر یوتیوب باعث تغییر ماهیت و جایگاه تلویزیون در زندگی افراد شده است، نرم‌افزارهای موبایلی نیز در حال تغییر روند بازاریابی و فروش آنلاین ، نحوه تعامل کاربران با محتوا و اطلاعات است.

    اپ ورتازینگ، توانایی تبلیغات در حمایت از محصولات و خدمات را به ما می‌دهد.تبلیغاتی نظیر : ویدیوهای تبلیغاتی، بنرها، نظرسنجی‌ها.

    استیو جابز از شرکت اپل در سال 2010 این نوع تبلیغات را یک فرصت دانسته و سیستمی تحت عنوان آی.ادز iAds را برای iPhone, iPod Touch, iPad معرفی نمود.اپل 60% درامد حاصل از این نوع تبلیغات را به تولیدکنندگان اپ اختصاص می‌دهد.

    بر اساس تحقیقات موسسه مورگان استنلی، بیش از 20 درصد نرم‌افزارهای تحت موبایل از نوع بازی هستند.

    آیا تبلیغ در اپ‌های بازی برای شرکت ما خوب است ؟

    پاسخ این سوال کاملا بستگی به برند و مخاطبان هدف شما دارد.

    برای مثال در ایران" بازی کلش اف کلنز" بسیار طرفدار دارد، افرادی در رده سنی 20 تا 26 سال با آن سرگرم هستند. حال اگر در یک شرکت تولیدکننده تجهیزات چاه ارت و یا در شرکت ارائه‌دهنده خدمات تورهای یک‌روزه مسافرتی، مدیر تبلیغات باشید، برای کدام‌یک از این شرکت‌ها، این افراد مخاطب هدف هستند ؟

    بهتر است که تبلیغ درون خود اپ باشد، حتما از ایجاد پاپ.آپ بپرهیزید. باید تبلیغات به‌صورت کاملا طبیعی، و در نگاه کاربر به‌عنوان قسمتی از خود نرم‌افزار محسوب شود.این کار مانند تبلیغات در گوگل Google Ads است. تبلیغاتی که گوگل در بالا، پایین و یا سمت راست نتایج به شما نشان می‌دهد. آیا خسته‌کننده و یا مزاحم است ؟

    قطعا خیر. در مثالی دیگر، یک شرکت تولیدکننده تی-شرت، می‌تواند در بازی انگری-برند، محصولات خود با نماد این بازی با 20% تخفیف عرضه نماید. چراکه نه ؟

    برای "تبلیغات در نرم‌افزار تلفن همراه App "حتما به نکات زیر توجه نمایید :

    1- خوب App را شناخته، از قوانین موجود در آن آگاه باشید. 2- الگوهای رفتاری و روانی مشتری مخاطب را مدنظر داشته باشید، نه نوع پیامی که می‌خواهید به مشتری منتقل نمایید. 3- هرگز تبلیغات شما نباید مانع ادامه استفاده کاربر از نرم‌افزار گردد، تبلیغات باید جزئی از ساختار نرم‌افزار باشد. 4- مخاطب موردنظر را درست انتخاب کنید، در غیر این صورت حتما تبلیغات شما نتیجه‌ای نخواهد داشت.

    برخی شرکت‌ها، app خود را تولید و در آن پیشنهاد‌های جذابی به مشتریان می‌دهند. با معرفی برخی خدمات و محصولات مرتبط از سایر شرکتها، این نرم‌افزار را میتوان جذابتر و غنی نممود. یک نرم‌افزار در حوزه مسافرت و توریسم، می‌تواند در خصوص هتل و رستوران پیشنهاد‌های بهتری ارائه دهد و حتی وسایل مرتبط با کوهنوردی، صحرا نوردی، چادرزنی، خرید صنایع‌دستی محلی و ... را به مخاطب ارائه دهد.

    پنج دلیل که Appvertising برای کسب‌وکار شما مفید :

    1- حرکت نسل‌های جوان به سمت استفاده همه‌جانبه از اینترنت بر روی تلفن همراه و تبلت و کاهش مخاطبان تلویزیون و رادیو است.

    2- انتقال ارزش از طریق نرم‌افزار. با ارائه پروموشن‌هایی انحصاری در اپ، این پیام به مخاطب داده می‌شود که استفاده از این نرم‌افزار نه‌فقط رایگان است بلکه به چیزی ارزان‌تر نیز دست خواهید یافت که در جای دیگری نیست.

    3- اطلاعات شما همواره در دسترس کاربر است و نیاز به مراجعه به وب‌سایت شما نیست و به‌روزرسانی اطلاعات موجود در سایت نیز در اپ دیده می‌شود. چه کسی علاقه دارد تا آدرس سایت را در تلفن همراه تایپ نماید و منتظر باشد تا کل سایت لود شود ؟ درحالی‌که در اپ، سرعت بارگذاری اطلاعات بیشتر و دسترسی مستقیم و راحت‌تر است.

    4- قابلیت تحلیل آماری. وقتی در یک اپ تبلیغ مینمایید و یا یک اپ برای سازمان خود ساخته باشید، حتما اطلاعات کاربردانی که آن را دانلود و با آن کار نموده‌اند را در اختیار دارید و حتما از نقطه نظرات مستقیم آنان مطلع خواهید شد. 5- به اشتراک‌گذاری بهترین مطالب شما توسط دیگران، از این طریق بسیار آسان می‌گردد.


    منبع : تبلیغات موبایلی (اَپ ور تایزینگ) Appvertising



    دریافت خبرنامه تیم مشاوران مدیریت در تلگرام هفته‌ای یکبار (بدون درج تبلیغات)

    تلگرام خبرنامه مدیریت تجارت

    تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع، پیگرد قانونی دارد.


    [ بازدید : 18 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
    ]

    تفاوت برنامه بازاریابی با طرح کسب‌وکار چیست ؟

    شنبه 8 خرداد 1395
    16:30
    iranmct
    تفاوت برنامه بازاریابی با طرح کسب‌وکار چیست ؟

    تیم مشاوران مدیریت ایران :

    برنامه بازاریابی (طرح بازاریابی, مارکتینگ‌پلن, Marketing plan) و طرح کسب‌وکار (طرح توجیهی, بیزینس‌پلن, Business Plan) هردو جنبه‌های ضروری یک تجارت موفق هستند.

    این برنامه تنها به جهت ایجاد یک نظم در فعالیت‌های سازمان تدوین نمی‌گردند، بلکه به دیگران نیز کمک می‌کند که تا از موفقیت و شکست شما عبرت گیرند. از زمانی که تولید بر اساس تقاضای مشتری و شرایط اقتصادی بازار صورت می‌پذیرد، برنامه بازاریابی و طرح کسب‌وکار ضرورتی است در راستای تطبیق و تکامل سازمان با این شرایط.

    اگر بخواهیم رابطه بین طرح کسب‌وکار و برنامه بازاریابی را روی یک پیتزا تشریح کنیم، طرح کسب‌وکار همان نان پیتزا و مارکتینگ‌پلن برش‌های آن است.برنامه کسب‌وکار یک نمای کلی از تمام ابعاد مهم شرکت به ما عرضه می‌نماید. برنامه بازاریابی بر استراتژی‌ها و تلاش‌های منجر به فروش و کسب درآمد تمرکز دارد.

    هنگامی‌که یک کارآفرین به دنبال پایه‌گذاری کسب‌وکاری است، با شرایط و درخواست‌های متعددی مواجه است، شرایطی که می‌تواند وی را از مسیر اصلی خود منحرف نماید. بالا بودن میزان اطلاعاتی موردنیاز و سپس تحلیل این اطلاعات برای تصمیم‌گیری‌های آتی می‌تواند موجب سردرگمی و اعمال فشار بر وی شده و نهایتا موجب ترک عرصه گردد. دو تا از مهم‌ترین منابع اطلاعاتی که هر کارآفرینی برای کسب موفقیت به آن مراجعه نماید، مارکتینگ‌پلن و بیزینس‌پلن می‌باشند. هردو برای هر استراتژی کسب‌وکار مهم هستند؛ سوال اینجاست که کدام مهم‌تر از دیگری است و چرا ؟

    برنامه کسب‌وکار

    بیزینس‌پلن، تصویری کلی و همه‌جانبه از کسب‌وکار فراهم می‌سازد؛ که شامل اطلاعاتی در خصوص کارکنان، فعالیت‌ها، موقعیت جغرافیایی، ابعاد بازاریابی و اقتصادی، همچنین بیانیه مأموریت و اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت سازمان است. گاه طرح توجیهی در نقش ابزار مالی، ارائه‌دهنده اطلاعات به وام‌دهنده‌ای است که می‌خواهد از وضعیت فعلی، میزان نیاز و قدرت بازپرداخت سازمان، اطلاع پیدا نماید.

    غالب افراد، برنامه کسب‌وکار را به‌عنوان دستیار کسب‌وکار جدید خویش بشمار می‌آورند.

    طرح توجیهی نه‌تنها به توسعه استراتژی‌های رقابتی کمک می‌کند، بلکه نشان می‌دهد که آیا فعالیت‌ها و عملیات اجرایی سازمان منطبق با برنامه‌ها و پیش‌بینی‌ها است یا خیر .

    برنامه بازاریابی

    برنامه بازاریابی دارای جزئیات عملیاتی است که سازمان برای دستیابی به اهداف و اجرای ماموریت، بدان نیاز دارد.

    این برنامه بیان‌کننده قیمت‌های نقطه‌ای، بازارهای هدف و رقابت است و نشان می‌دهد که چگونه سازمان از طریق تبلیغات،حضور در نمایشگاه‌های تجاری و معرفی مشتری جدید توسط مشتری قبلی، به مشتری جدید دست میابند.

    مارکتینگ‌پلن توضیحی در خصوص چگونگی مواجه سازمان با چالش‌های پیش رو ارائه می‌دهد. مارکتینگ‌پلن کلیدی‌ترین بخش یک بیزینس‌پلن است که به جزئیات گزارش تحقیقات بازار بسیار نیازمند است.

    کدام بر دیگری برتری دارد ؟

    کلیت برنامه استراتژیک کلان سازمان در سند بیزینس‌پلن آورده می‌شود. باوجودآنکه مارکتینگ‌پلن و سند برنامه‌ریزی راهبردی بازاریابی سازمان، خود بخشی از این برنامه استراتژیک هستند، اما درون سند بیزینس‌پلن نیز هستند.

    اول مرغ بود یا تخم‌مرغ ؟! اینجاست که نشان می‌دهد این دو لازم و ملزوم هم هستند.

    تحلیل گران مالی و وام‌دهندگان به‌راحتی مارکتینگ‌پلن را از درون بیزینس‌پلن، استخراج می‌نمایند. درجایی که کارآفرینان به دنبال جذب منابع مالی هستند، وام‌دهندگان به دنبال بررسی اعداد و ارقام مالی سازمان خواهند بود، در این مسیر، برنامه استراتژیک سازمان نیز می‌تواند در جهت ارزیابی صلاحیت سازمان، موردبررسی واقع شود و اگر سند برنامه بازاریابی استراتژیک در دسترس باشد ( به‌شرط آنکه از اطلاعات واقعی و صحیح استفاده‌شده باشد) آن نیز مورداستفاده قرار خواهد گرفت.

    مخاطب هدف :

    تفاوت دیگر بین طرح کسب‌وکار و طرح بازاریابی در خصوص مخاطب هدف است. درحالی‌که هر دو به جهت ایجاد درآمد تهیه می‌شوند، اما برای گروه‌های مخاطب متفاوتی محیا می‌گردند.

    تصمیم سازان سازمان با بهره‌گیری از سند برنامه‌ریزی استراتژیک به دنبال جذب منابع مالی و منابع اولیه برای فعالیت سازمان هستند.

    برنامه بازاریابی استراتژیک متمایل به مشتریان و نحوه خدمت‌رسانی به آنان است. مارکتینگ‌پلن حاوی پیام برند و روش مشتری مداری سازمان می‌باشد.

    • مخاطب طرح کسب‌وکار : مدیران اجرایی کلیدی درون سازمان و اعضای بیرونی کمیته مالی سازمان است.
    • مخاطب طرح بازاریابی : این سند با مشتریان به اشتراک گذاشته نمی‌شود، اما محتویات آن مستقیما روی مشتریان تاثیر دارد.

    به‌روزرسانی :

    هر دو برنامه باید در دوره‌های زمانی مشخصی موردبازنگری قرار گیرد. معمولا طرح کسب‌وکار سالی یک‌بار و برنامه بازاریابی به‌صورت فصلی موردبازنگری قرار می‌گیرند. بررسی دوره‌ای به ما این اطمینان خاطر را می‌دهد که کسب‌وکار سازمان بر اساس استراتژی‌های تعریف‌شده، در حال پیش رفتن است. مقایسه اقدامات انجام‌شده با برنامه‌ریزی از پیش تعریف‌شده به ما این امکان را می‌دهد که میزان موفقیت برنامه‌ها را تشخیص و در صورت نیاز، استراتژی‌ها را بر اساس شرایط اقتصادی به‌روزرسانی نماییم.

    تفاوت برنامه بازاریابی با طرح کسب‌وکار چیست ؟


    دریافت خبرنامه تیم مشاوران مدیریت در تلگرام هفته‌ای یکبار (بدون درج تبلیغات)

    تلگرام خبرنامه مدیریت تجارت


    تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع، پیگرد قانونی دارد.


    [ بازدید : 31 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
    ]

    فروش عصبی NeuroSelling

    جمعه 31 ارديبهشت 1395
    11:45
    iranmct
    فروش عصبی NeuroSelling

    تیم مشاوران مدیریت ایران :

    علم عصب (علم بر پایه ساختار عصبی / علم عصب پایه Neuroscience ) ابزاری جدید برای تبدیل هنر فروش به علم فروش و ارائه تعریف علمی از فروش است.

    فروش عصبی Neuro Selling چیست ؟

    بر اساس علم عصب، فروش عصبی (نوروسلینگ) عبارت است از بکارگیری تاکتیک ها و استراتژیها که ماشه اولیه خرید را در ذهن مشتری میکشد و فرد را به سمت شروع فرایند تصمیم گیری برای خرید محصولات و خدمات سوق میدهد.

    از اوایل هزاره جدید، تمام کتاب و مطالب نوشته‌شده حوزه فروش حرفه‌ای Professional Selling بر اینکه فروش یک هنر است، تاکید داشته و یک عبارت را تکرار می‌نماید : "هنر فروش The Art of the Sale”.

    اما همان‌طور که قبل در مطلبی تحت عنوان " همیشه حق با مشتری نیست" نیز اشاره نموده‌ام، برخی عبارت و واژه‌ها در طی زمان کارکرد خود را ازدست‌داده و یا به حالت دیگر تغییر هویت خواهد داد. چرا در مقابل تغییر مقاومت نماییم ؟

    واژ "هنر فروش" نیز با افزایش سطح دانش بشر در حوزه روانشناسی و علم عصب‌شناسی، دچار تغییر شده است و به "علم فروش" تبدیل‌شده است. به این معنا که از یک عمل خلاقانه و صرفا مبتنی بر ایده پردازی و خلاقیت فردی به یک شیوه علمی و مبتنی بر آمار، اطلاعات و تحلیل رفتاری-روانشناختی فروش و فروشنده تبدیل‌شده است که البته همچنان با حضور خلاقیت فردی، این روند تسهیل شده و به فروش موفق نائل خواهد شد.

    هنر فروش موفق : به‌کارگیری تکنیک‌های فروش حرفه‌ای + خلاقیت فروشنده
    علم فروش : تحلیل رفتاری،روان‌شناختی، عصبی فروش و فروشنده

    در مقاله‌ای به اصل پارتو 80/20 اشاره و متذکر شدیم که 80% از میزان فروش یک سازمان توسط 20% فروشندگان انجام می‌شود. این 20% همان فروشندگان حرفه‌ای هستند. اما چرا این 20% ، به این میزان موثر هستند؟

    همه این آمار و اطلاعات را در اختیار داریم؛ اما واقعا چرا این دسته از فروشندگان به این میزان موفق هستند ؟
    به همین صورت ما اطلاعاتی در حوزه "علم خرید Science of Buying" در اختیار نداریم (این با مدیریت رفتار مصرف‌کننده متفاوت است) که توضیح دهد چرا مردم این کالا را به این صورت خریداری می‌نمایند.

    برای مثال تحقیقات دانشگاه هاروارد نشان می‌دهد :

    اگر مشتری با چند کالای مشابه و به سه قیمت متفاوت مواجه گردد، تمایل اغلب آنان به انتخاب قیمت متوسط است.

    تا اینجا، قادریم که نشان دهیم چرا این نحوه تصمیم‌گیری صحیح است، اما قادر به توضیح اینکه چرا و چطور مشتری به این تصمیم می‌رسد، نیستیم.

    سوال مهم اینجاست :
    چرا تا پیش ‌از این ، فروش را یک علم نمی‌دانستند ؟
    زیرا تاکنون، هر زمان که به فکر پژوهشی علمی در حوزه فروش می‌افتادیم، به دنبال استفاده از روشی علمی نظیر تحلیل‌های آماری و نتایج حاصل از آن بودیم(مانند تعداد تماس‌های فروشنده و یا مدت‌زمان مکالمه فروشنده) و یا از تست‌های روانشناسی برای آزمودن رفتار و شخصیت فروشنده استفاده می‌نمودیم.

    تحلیل آمار و ارقام به ما می‌گوید که "چه اتفاقاتی رخ‌داده است"، اما در مورد اینکه "چرا این اتفاق رخ‌داده است" و یا چطور از شکست بپرهیزیم و موفقیت را تکرار نماییم، بحثی به میان نمی‌آید.

    اما هنگامی‌که سخن از علم فروش است، به فروشنده توصیه می‌کنیم که در گام بعدی باید دقیقا چه انجام دهد و چه انجام ندهد. اینجا دیگری جایی برای استفاده از برخی جملات کلیشه‌ای نیست. مثلا:

    در تفکر هنر فروش : اگر بخواهم فروشنده‌ای استخدام کنم، حتما باید شبیه آقای ایکس باشد. بسیار فروشنده خوبی است.
    در تفکر علم فروش : اگر بخواهم فروشنده‌ای استخدام کنم، باید این چند خصوصیت را داشته باشد تا بتواند به این چند هدف دست یابد.

    در هنر فروش، مقایسه بین فروشنده‌ها صورت پذیرفته ، حتما تعدادی از فروشندگان سرخورده می‌گردند، در علم فروش، هر فروشنده نسبت به توانایی‌های خویش تحلیل می‌گردد.

    به یاد داشته باشید که فقط تکیه نمودن به تست روانشناسی، مانند شیر یا خط انداختن است، زیرا ابعاد شخصیتی هر فروشنده ریشه در ذات و خصلت‌های وراثتی افراد نیز داشته و همه آن اکتسابی نیست.
    فرض که بخواهید تحقیقی در مورد فروشنده‌های شرکت خویش با عنوان " عامل انگیزشی درونی که می‌تواند باعث بهبود کار فروشنده گردد، چه هستند ؟" .

    اما واقعا "انگیزش درونی" یعنی چه؟

    ازآنجاکه ابزار ما برای ارزیابی فروش کافی نبود، در حقیقت رسیدن به "علم فروش" نیز غیرممکن بود. صرف‌نظر از هزاران تلاش که در مسیر تبدیل فروش به علم فروش صورت پذیرفته بود، هنوز هم فهم ما و تعریف ما، همان تعریف هنر فروش بود.

    علم عصب (شناخت علمی بر پایه ساختار عصبی) Neuroscience یک ابزار جدید

    گفتیم که درگذشته، تنها می‌توانستیم در مورد "چه اتفاقی رخ‌داده است" تحقیق نموده و نتایج حاصله و یا رفتار ضمن خرید را تحلیل نماییم.
    اما پاسخی برای چرایی آن وجود نداشت، زیرا که جواب چرایی، در مغز خریدار و فروشنده باقی می‌ماند و هرگز آشکار نمی‌شود.

    علم عصب به ما محققین این اجازه را می‌دهد که نحوه عمل و پاسخ مغز خریدار و فروشنده را در حین معامله با دقت موردمطالعه قرار دهیم.
    این عمل سبب آن است که اطلاعات بسیار دقیق‌تر و با جزئیات بیشتری از نحوه تفکر خریدار و فروشنده کسب نماییم. اطلاعاتی که تا پیش‌ازاین، از ابزارهای تحقیق شناخته‌شده، حاصل نشده بود.

    برای مثال در یک گزارش تحقیقی از دپارتمان علوم اعصاب کالج پزشکی بیلور در تگزاس که در خصوص مطالعه روی هفتادوشش نفر داوطلب با عنوان " بازی چانه‌زنی" صورت پذیرفته بود و رفتار خریدار و فروشنده در هنگام مذاکره را مورد ارزیابی قرار می‌داد. اسکن مغزی خریداران و فروشندگان این مطالعه نشان داد که پاسخ‌های مغز افرادی که بلوف می‌زدند و افرادی که بلوف نمی‌زنند، بسیار متفاوت است.(تصویر مقایسه‌ای از همین پژوهش http://goo.gl/ChqIPS )

    همان‌طور که میدانید، قسمت اصلی یک مذاکره، چانه‌زنی بر سر قیمت است. تمرکز این مطالعه نیز بر آن بود که در زمان مذاکره بر سر قیمت، چگونه مغزهای خریداران و فروشندگان عکس‌العمل نشان می‌دهند.

    اهمیت علم عصب در حوزه فروش در این است که اطلاعاتی خوبی در خصوص عملکرد مغز، پیش و پس از عملیات خریدوفروش در اختیار ما قرار می‌دهد.

    نکته : شاید بپرسید که در کتاب مدیریت رفتار مصرف‌کننده نیز ما در خصوص الگوی تصمیم‌گیری مطالبی خوانده‌ایم. پس چگونه این عمل جدید است ؟ باید عرض نمایم که اگر تمام فصول کتاب را مطالعه نموده باشید، تنها در خصوص روند تصمیم‌گیری مغز در حین خرید، توضیحاتی ارائه‌شده است و تمام تمرکز آن بر روی تصمیم‌گیری و انتخاب کالا است و نه تحلیل مغز قبل و بعد مذاکره و یا نحوه فهم اختلاف بین موارد مشابه و نیز تشریح استدلال تمایز قیمتی .

    چرا فروش حالا یک علم است؟

    علم عصب (علم عصب پایه) این اجازه را می‌دهد که مواد شیمیایی آزادشده تحت شرایط مختلف درون مغز را مورد بررسی قرار دهیم. این مواد شیمیایی مانند کدهایی هستند که پرده از اسرار چگونگی تحلیل اطلاعات در مغزمان برمی‌دارد. برای مثال، ورزش، میزان آزادسازی مواد شیمایی که موجب ایجاد حس استرس در بدن می‌شود را کاهش می‌دهد. پس ورزش می‌تواند موجب افزایش بهره‌وری در کارهای استرس‌زایی نظیر شغل فروشندگی گردد.

    همچنین تحقیقات نشان داده است که زنجیره‌ای از واکنش‌های شیمیایی در پس فرایندهای مغزی وجود دارد که منجر به "خود انگیزشی" در فرد می‌گردد.

    حال که این ابزار در اختیار ما است، می‌توانیم با اندازه‌گیری میزان مواد شیمیایی مغز افراد و سپس مقایسه آن با اعداد به‌دست‌آمده از مغز افراد موفق، با این نتیجه دست‌یابیم که چه میزان از این مواد شیمیایی در مغز نشان‌دهنده یک فروشنده با خود انگیزشی بالا و یا پایین است.
    به‌عبارت‌دیگر اغلب مفاهیمی که تاکنون برای ما در هاله‌ای از ابهام و به‌صورت کیفی بود به شاخص کمی (عددی) تبدیل می‌گردد.

    علم عصب در حوزه برندینگ و تبلیغات بسیار کاربرد دارد. تحقیقات نشان داده که هرگاه ما چیزی را به یاد می‌آورد، مغز اطلاعات ذخیره‌شده خویش را بار دیگر دسته‌بندی و ساختاردهی می‌نماید که سبب می‌شود تا بتوان محتوایی را تغییر، جایگزین و بعدا به یاد آورد.

    به یادسپاری و به یادآوری، پایه و اساس برندسازی و تبلیغات است. حال بهتر می‌توانیم بفهمیم که چرا برخی پیام‌ها توسط مغز نادیده و برخی برای مدت طولانی در ذهن می‌مانند.

    حال می‌توان چرایی پس هر رخ داد را توضیح داد و بدین گونه است که هنر فروش به علم فروش تبدیل‌شده است.

    توجه داشته باشید برای به‌کارگیری آخرین نتایج تحقیقات در این حوزه، فقط به مقالات معتبر از دانشگاه‌هایی نظیر Harvard, Stanford, UCLA مراجعه نمایید.

    مطلب مرتبط : نورو مارکتینک (بازاریابی عصبی) NeuroMarketing

    منبع : فروش عصبی NeuroSelling - (نوروسلینگ)


    تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع، پیگرد قانونی دارد.


    [ بازدید : 25 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
    ]

    انتخاب نام برند برای وب‌سایت و تجارت آنلاین

    شنبه 25 ارديبهشت 1395
    18:36
    iranmct
    انتخاب نام برند برای وب‌سایت و تجارت آنلاین

    تیم مشاوران مدیریت ایران :

    آیا به فکر شروع یک کسب‌وکار آنلاین هستید ؟ باید بدانید که انتخاب نام مناسب، می‌تواند کلید موفقیت شما باشد. حقیقتا یک نام می‌تواند شما را موفق و یا نابود کند.
    شاید باورش سخت باشد، اما تعداد زیادی از صاحبان کسب‌وکار فقط با انتخاب نام تجاری Brand name مناسب سرنوشت سرمایه خود را از همان ابتدا رقم زده‌اند.

    انتخاب نام برند brandname

    در آغاز تجربه شخصی خود را در مواجه با یک نام بیان می‌نمایم. چندین سال پیش، کارفرمایی Evita Eshita را به‌عنوان اسم برند خود انتخاب نموده بود (مهم نیست که معنای ان چیست یا از کجا آمده) و تنها سرعت خوانش بالا و آهنگین بودنش، مبنای انتخاب شدنش بود.

    اما مشکلات اساسی این نام برند چه بود ؟ این نام بسیار طولانی و به یادسپاری آن بسیار سخت بود.

    این نام به آن کارفرما صدمه مالی جبران‌ناپذیری زده بود و همواره خود را سرزنش می‌نمود، زیرا که تمام دارایی خود را صرف تبلیغات و برندسازی نموده بود، اما درنهایت حتی هزینه تبلیغات این برند بازنگشته بود.

    انتخاب یک نام مناسب برای کسب‌وکار می‌تواند سبب موفقیت و یا دشواری تجاری شما گردد.

    مردم چیزی را می‌خرند که بتوانند آن را مجددا به یادآورند.

    انتخاب نام برند

    نام ساده‌ای با کمتر از 15 حرف انتخاب نمایید:

    هنگامی‌که ما به کارفرمایانمان در انتخاب نام برند کمک می‌نماییم، تلاشمان بر ان است که اسامی مدنظر را از چندین وجه (بیش از هشت وجه) استانداردشده‌ای ، مورد ارزیابی قرار دهیم.
    انتخاب نام یک نام ساده، قدرت به یادسپاری را بالا برده و همچنین مشتریان بالقوه و بالفعل سازمان به‌راحتی شما را در تمام شبکه‌های اجتماعی میابند. برای مثال تمام مخاطبین ما می‌دانند که با @iranmct ما در تمام شبکه‌های اجتماعی در دسترس هستیم. حالا فرض که نام یک برند "رهامان نادران" است که به‌صورت @rahamannaderan نوشته می‌شود. حتی خواندش هم سخت است، چه برسد به یادآوری.

    از یکی از ساختارهای انتخاب نام باید استفاده نمود:

    تعداد زیادی روش برای انتخاب نام تجاری وجود دارد، اما برخی از بهترین آنان به شرح زیر است .


    1- اسم فرد
    اسم تجاری شما می‌تواند ناشی از اسم فردی و یا ترکیبی از اسامی اشخاص باشد. مانند : پوشاک هاکوپیان، رستوران بابا قدرت، بستنی نعمت، طلای پرسته / Armani , Ferrari, Dolce & Gabbana
    می‌توانید نام یکی از اقوام، دوستان یا فردی که به آن علاقه دارید بر روی کسب‌وکار خود قرار دهید. خلاق باشید.


    2- نام برند ادغامی
    ادغام دو یا چند اسم مشخص برای تولید یک اسم جدید.
    مانند : قاسیر (قاسم+امیر)
    Microsoft (microcomputer + software)
    Pinterest (pin + interest)


    3- نام برند دو یا سه‌کلمه‌ای
    انتخاب نام برندی که توصیف‌کننده محصولات و خدمات شما است. نام ایجادشده باید به دو حالت باشد :
    - ترکیب یک صفت و یک اسم
    - ترکیب یک قید و یک فعل
    مانند : American Express. پیک تیزپا .

    خیلی به این ترکیب دقت نمایید، کلماتی انتخاب نمایید که حتما توصیف‌کننده کسب‌وکارتان باشد.


    4- خلق یک کلمه جدید
    گاها برای کارفرمایانمان کلمات جدید خلق می‌نماییم که تمام مشخصات یک برند را دارد اما معنایی ندارد و گاه نیز از کلماتی استفاده منماییم که تاکنون کاربرد تجاری نداشته‌اند. این نوع کلمات باید با فرایند برندینگ و تبلیغات، به یک برند تبدیل گردد.
    این کلمات حتما باید ساده و قابلیت به یادسپاری بالایی داشته باشد. برخی نمونه‌های موفق این نوع انتخاب اسم‌ها عبارت‌اند از :
    Google
    Twitter
    Ikea

    انتخاب نام شبکه‌های اجتماعی

    حال که لیست نام‌های مدنظرتان به تعداد مشخص و محدودی رسیده است، نوبت ان است که آیا این نام در شبکه‌های اجتماعی نیز قابل ثبت است یا خیر. اگر نام موردنظرتان را نمی‌توانید به‌صورت یک دامین یا در شبکه‌های اجتماعی ثبت نمایید، دنیا به پایان نرسیده است. حتما راهی حرفه‌ای و وجود دارد تا نام مدنظر را به‌گونه‌ای تغییر داد تا هم شما و هم دنیای وب، آن را قبول داشته باشند.

    مطالب مرتبط:

    تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

    انتخاب نام برند برای وب‌سایت و تجارت آنلاین



    [ بازدید : 33 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
    ]

    چهار نوع فروشنده : کدام فروشنده مناسب سازمان شماست؟

    شنبه 25 ارديبهشت 1395
    18:33
    iranmct
     چهار نوع فروشنده : کدام فروشنده مناسب سازمان شماست؟

    تیم مشاوران مدیریت ایران:

    استخدام بهترین فروشنده یکی از مشکلات اساسی تمام کارآفرینان، مدیران بازاریابی و فروش است. استخدام فروشنده با دو سوال همراه است :

    1- چطور یک فروشنده بیابم ؟
    2- بهترین فروشنده برای سازمان من چه خصوصیتی دارد؟

    پاسخ مناسب به این سوالات سبب انتخاب فروشنده مناسب می‌گردد. فروشنده‌ای که البته در عمل خوب باشد و نه بر روی کاغذ، زیرا برخی از جویندگان کار، نحوه نوشتن یک رزومه کاری حرفه‌ای خوب را می‌دانند و تنها بر روی کاغذ عالی هستند. انتخاب درست در نهایت موجب صرفه‌جویی زمانی و مالی است.

    چهار نوع فروشنده

    برای تشخیص بهترین و مناسب‌ترین فروشنده، ابتدا باید مشتریان خود را دسته‌بندی نمایید، از خود بپرسید: چه کسی هستید، چه می‌فروشید و چه نوع خریداری برای شما خریدار ایده‌آل است.
    آیا این خریدار ایده‌آل، آمادگی خرید محصولات شما را دارد؟ آیا این نوع مشتری، برای بلندمدت، مشتری ما خواهد بود و یا در کوتاه‌مدت ؟ اگر این مشتری برای مدتی برای خرید به ما مراجعه ننمود،چگونه این مشتریان را به خرید مجدد متقاعد نماییم.
    انتخاب این مشتریان بر اساس ارزش انتقالی محصولات است یا قیمت ؟ آیا شهرت مشتریان بالقوه باشهرت شما همخوانی داشته و در یک راستا است ؟ آیا مشتریان با کارکنان شما با احترام برخورد می‌نمایند ؟
    پس از پاسخ به تمام سوالات فوق، حال میدانید که مشتری شما چه کسانی است، بنابراین باید برای این نوع مشتری، فروشنده خود را انتخاب نمایید.
    با شناخت نوع مشتری، فروشنده‌ای که قادر به جذب و فروش محصولات شما به این نوع مشتری است را بیابید.
    پیش‌تر در مقاله‌ای فروشندگان را به دو تیپ شخصیتی در بین فروشندگان : فروشنده شکارچی و فروشنده کشاورز تقسیم نموده‌ایم، اکنون به تکمیل آن مطلب خواهیم پرداخت.
    چهار نوع فروشنده وجود دارد، بر اساس چرخه عمر کسب‌وکار خویش، باید یک، دو و یا هر چهار نوع فروشنده را در تیم فروش خود داشته باشد.

    چهار نوع فروشنده :

    1- فروشنده شکارچی (فروشنده صیاد):

    هنگامی‌که قصد خرده‌فروشی یک محصول گران‌قیمت نظیر ساختمان، خودرو و یا سیستم نرم‌افزاری را دارید(تعداد محصول کم و حاشیه سود بالا) ، این نوع فروشنده انتخاب مناسبی است.
    فروشنده شکارچی پس از پیدا نمودن طمع اصلی (صید ایده‌آل)، زمان زیادی صرف پایان بخشیدن به معامله می‌نماید. اما این فروشنده انتخاب مناسبی برای ایجاد یک رابطه بلندمدت و ریشه‌دار با مشتریان نیست.


    2- فروشنده کشاورز:

    توانایی این فروشنده در ایجاد رابطه بلندمدت بین شرکت و مشتری است. اگر علاقه‌مندید که مشتریانتان دائما با شما در ارتباط باشند تا بتوانید محصولات جدید را نیز به آنان پیشنهاد نمایید، فروشنده کشاورز بهترین انتخاب برای شماست.

    3- فروشنده پیش‌آهنگ (فروشنده پیش‌قراول):

    هنگامی قصد توسعه بازار و رفتن به حضور در بازارهای جدید را دارید، حتما وسوسه خواهید شد که فروشنده‌های حرفه‌ای خود را در ابتدای کار و برای افزایش سهم بازار در آن نقاط جغرافیایی به آنجا منتقل نمایید. اما هنگامی‌که فروشنده به خصوصیات آن بازار جدید، آشنایی ندارد؛ بهتر است که یک پیش‌آهنگ از همان منطقه استخدام نمایید. بهتر آن است که این فروشنده از بین فروشندگان یکی از رقبا اصلی خود از همان منطقه به‌عنوان سرپرست فروش دفتر جدید، استخدام گردد.


    4- فروشنده چوپان(فروشنده گله‌دار):

    اگر قصد توسعه محصولات و معرفی محصول جدید دارید، شما به یک فروشنده چوپان نیاز دارید، کسی که در حوزه کاری شما، چهره شناخته‌شده‌ای است و اطلاعات کافی در خصوص ماهیت بازار و رقبا دارد. این فروشنده می‌تواند یک دسته از خریداران را مانند یک گله به دنبال خود کشیده و به‌سوی محصول جدیدتان هدایت نماید.
    پس از انتخاب مناسب نوع فروشنده، روند استخدام را به‌صورت حرفه‌ای با ارزیابی عملکرد و کارت امتیازی وی انجام دهید.
    تعداد زیادی مصاحبه انجام دهید، حتما با معرفان فرد نیز ارتباط داشته باشید. هرگز کارجویان را فروشندگان قبلی خویش مقایسه ننمایید. حتما با سرپرست فروش در خصوص این فروشنده، مشورت ننمایید. حتما به رفتار،گفتار، استعداد و تجربه وی توجه کامل نمایید.

    تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.


    چهار نوع فروشنده : کدام فروشنده مناسب سازمان شماست؟



    [ بازدید : 32 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
    ]

    استراتژی برند متخاصم Hostile Brand

    جمعه 10 ارديبهشت 1395
    13:10
    iranmct

    نوشته شده توسط دکترسیدرضاآقاسیدحسینی

    تیم مشاوران مدیریت ایران :

    برند متخاصم Hostile Brand (برند سرکش) به برندهایی گفته می‌شود که با کم‌توجهی به مخاطب، به دنبال جلب‌توجه بیشتر وی است. در مقابل، برندهایی هستند که به دنبال ایجاد حس خوب در مشتری هستند. برند متخاصم، یک تقاضای قطعی دارد که مشتری باید در خصوص آن تصمیم بگیرد: یا دوستم داشته باش، یا تنهایم بگذار.

    Hostile Brand برند متخاصم

    موفقیت از طریق ایجاد حس بیگانگی

    این کار خیلی ریسکی است.تعداد کمی از برندها از طریق استراتژی برندینگ تخاصمی موفق شده‌اند تا عناصر بازاریابی تخاصمی را به روش عجیب و جذاب اجرایی نمایند.

    • هارلی دیویدسون یکی از بهترین نمونه‌های برندسازی تخاصمی است. برای برخی این یک موتور زشت، کریه‌المنظر و ترسناک نیست و برعکس بسیار دوست‌داشتنی، پرهیاهو و پرخاشگر است ؛ چگونه می‌شود که چنین برندی را نادیده گرفت و به آن توجه ننمود ؟
    • ردبودل نیز پسر بدی است که هیچ‌گاه عذرخواهی نمی‌نماید و بر بازاریابی زیرزمینی آن بر ورزش‌های به‌شدت خطرناک و هیجان انگیزه و فعالیت‌های بدنی با ریسک بالاست. تا جایی که مرگ با به چالش کشند.

    برندهای نظیر بنتون، هاستلر و مینی کوپر و برندهای نظیر آنان، همگی از نوع برند متخاصم هستند و از شما می‌خواهند که اگر رفتارشان را تحمل نمی‌نمایید، بروید جایی دیگر، خبری از تغییر رفتار نیست.
    امروزه تعداد برندهای که به دنبال استراتژی برند متخاصم هستند روزبه‌روز در حال زیادشدن است.

    - برندی نظیر Lululemon (تولیدکننده لباس ورزش) خیلی جالب است، در روزهای عادی سال، تعدادی از محصولاتش که محبوبیت و فروش بالایی دارند را کمتر عرضه می‌نماید، تا در زمان حراج فصلی، میزان فروشش بالا رود. همچنین، فروشندگانش را ترغیب می‌کند مخفیانه حرف‌های مشتریان حاضر در فروشگاه را گوش دهند. (ویدیو)

    - پیتزا دومینو نیز در تبلیغی اعلام کرد: مشتریانی که از این برند بخواهند که از چیزهایی که روی پیتزا میرزند، فلان چیز را بریزند و یا نریزند، به این مشتریان نه خواهند گفت.

    این برندها به‌هیچ‌عنوان از اینکه محصولشان در بازار کمیاب گردد، خجالت نمی‌شکند. استراتژی این برندها بر آن است که در صورت کمبود یک‌چیز، آن چیز محبوب می‌شود. این نوع استراتژی به همان میزانی که مشتریان را دفع می‌نماید موجب جذب مشتریان خواهد شد.

    چرا ضد بازاریابی Anti-Marketing جواب می‌دهد ؟

    ضد بازاریابی چیست ؟

    اصطلاحا شنا برخلاف مسیر عقلایی بازاریابی است. مسیری در تمام کتب بازاریابی مانند کتاب کاتلر یک سری اصول دارد و همه به دنبال رعایت آن هستند. اما هدف عبور از برخی خط‌های قرمز است و نوعی طغیان مدیریت‌شده است.

    حداقل 3 نوع نظریه در خصوص علل موفقیت ضد بازاریابی در استراتژی برندهای متخاصم وجود دارد.

    1- برند متخاصم چیزی مانند یک فرقه (کالت Cult) نوظهور به مشتریانش پیشنهاد می‌نماید.

    بر اساس کتاب The Culting of Brands: When Customers Become True Believers نوشته اتکین، برندی که مشتریان وفاداری، آن را حمایت و دنبال می‌نمایند، حتما مشتریانش برای آن فداکاری بسیاری نموده و هویت خود را با ارزش‌های آن هماهنگ می‌نمایند.این نشانی از یک فرقه و رابطه آن را پیروانش است. کالت برندینگ Cult Branding (برند کیش یا برند فرقه) یکی از استراتژی‌های برندینگ است.

    انگیزه این پیروان از دنبال کردن یک فرقه جدید، خاص و متفاوت شدن آنان از سایرین است، چیزی که دیگران نمی‌توانند، نمی‌خواهند و یا متعلق به آن نیستند. ابن برندها به دنبال کمک به همه نیستند، به دنبال خاص نمودن مخاطب خود هستند.
    به عقیده من نیز

    برندی که برای همه کاربرد داشته باشد، که دیگر برند نیست، یک کالای عمومی بی‌فرهنگ است.

    2- برندهای متخاصم متوجه شدند که کمبود غالبا موجب زیادشدن می‌گردد.

    وقتی بدانیم چیزی ممکن است کمیاب یا نایاب گردد، حتما از آن چیز بیشتر می‌خریم.
    مسیر برندینگ سنتی و آکادمیک، به افراد می‌آموزد که برندینگ یعنی بیشتر ، بیشتر و بیشتر. اما با این روش، ما برای کسب تعداد بیشتر از چیزی که به‌وفور یافت می‌شود، حاضر به‌صرف زمان و پرداخت قیمت بالاتر نیستیم. برند متخاصم، امکانات محصول خود را کم و محدود می‌نماید.

    در کتاب بسیار جالب "Blue Ocean Strategy" نویسنده بحث می‌نماید که بسیاری از برندها بر اثر جابجایی منحنی ارزش (قیمت بالا، امکانات زیاد) خود به موفقیت دست‌یافته‌اند. این روش زمانی قابلیت اجرایی شدن را دارد که برند به صورت دقیق بداند که چه چیزی موجب خوشحالی و چه چیزی موجب فرار مشتری است. شاید قیمت پایین، سادگی، راحتی و یا امکانات جانبی فراوان، هرکدام می‌تواند باشد. از کجا باید فهمید ؟ از تحقیقات بازار صحیح.

    برای مثال، خطوط هواپیمایی Jet Blue از برخی جوانب یک برند متخاصم است.بسیاری از امکانات استاندارد را حذف نموده اما برخی امکانات بسیار لوکس تاچ شونده را به مشتری ارائه می‌دهند.

    3- برندهای متخاصم خود را معتبرتر می‌پندارند.

    هاله اعتماد و هاله علاقه در آنلاین برندینگ بسیار حائز اهمیت بخصوص در حوزه شبکه‌های اجتماعی و در برخورد با نسل پیچیده هزاره جدید.
    مصرف‌کنندگان احساس علاقه و تعصب بالاتری نسبت به برندی دارند که ارتباط آن برند با مخاطبشان فقط به خاطر کسب‌وکار نباشد و به خاطر وجود آنان در کنار آن برند، برنامه‌های خاص ارتباطی داشته باشد.
    محک (موسسه خیریه کمک به کودکان سرطانی) تنها نمونه ایرانی چنین برندی است که کمک را به صرف کمک ارائه می‌کند، به مخاطبش احترام می‌گذارد، نه خاطر اینکه وی برای کسب‌وکارش مناسب است، بلکه به خاطر جلب اعتماد وی برای کمک به کودکان است.

    در سال 2012 و در روز زمین، برند Whole Foods Market اعلام کرد که آبزیان در معرض انقراض را عرضه نمی‌نماید (پیش‌ازاین 15 نوع آبزی در حال انقراض اعلام‌شده بودند). این شاید از دید برخی عمل مانند رفتار برندهای متخاصم باشد که با این عمل موجب رنجش و از دست دادن برخی و جذب برخی طرفداران محیط‌زیست شده است، اما این‌چنین نیست. این برند واقع این آبزیان را لیست خارج کرد تنها برای احترام به محیط‌زیست. اما درهرحال موجب تقویت برند می‌گردد. این برند نیز نشان داده که حاضر به مسامحه و مصالحه بر سر اصول اعلامی خود نیست.

    شاید بامطالعه این مطلب این سوال در ذهنتان شکل گیرد : آیا بازاریابی تخاصمی برای شما نیز خوب است ؟

    بازاریابی تخاصمی (بازاریابی سر کشانه) روشی برای ایجاد تمایز است و روش بسیار جالب برای خلق شگفتی و شوق است. اما استراتژی برای تضعیف برند نیست. بالا بردن قیمت، می‌تواند منجر به پچ‌پچ مشتریان در مکان‌های دیگر و افزایش تبلیغات دهان‌به‌دهان گردد.حتی گاه پیش می‌آید که برندها با ایجاد تبلیغاتی، پیام دم‌دمی‌مزاجی خود را به مخاطب منتقل می‌نمایند، که از این مسیر مشتریانی که به دنبال برند باحال و سورپرایز کننده هستند را جذب نمایند. همان‌گونه که این برندها نشان می‌دهند، ایجاد تضاد اگر همراه با درک صحیح از مشتری، شناخت مناسب از جوهره برند و تعریف مرزهای عمل برند باشد، حتما موجب تمایز برند می‌گردد.

    استراتژی این برندها در یک ‌ضرب‌المثل استرالیایی است که می‌گوید : بهتر است برای برخی یک معنایی داشته باشی تا برای همه بی معنا باشی.

    استراتژی برند متخاصم Hostile Brand

    تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.



    [ بازدید : 68 ] [ امتیاز : 4 ] [ نظر شما :
    ]
    تیم مشاوران مدیریت ایران IRANMCT : Iran Management Consultants Team تحت لیسانس گروه مشاوران مدیریت کالیفرنیا، آمریکا CMCG با هدف ارائه و توسعه خدمات مديريت تشکیل شده است.عمده اعضای این تیم در خارج از کشور می باشند. اعضای این تیم در کشورهای استرالیا،آمریکا،چین ،انگلیس و ایران فعال می باشند.
    وب سایت رسمی : http://IranMCT.com
    تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مشاوره مدیریت بازاریابی فروش تبلیغات برندینگ است. || طراح قالب avazak.ir