وب برندینگ Web Branding چیست ؟ تفاوت وب برندینگ با سئو SEO چیست ؟

جمعه 16 بهمن 1394
17:49
iranmct

نوشته شده توسط دکترسیدرضاآقاسیدحسینی

تیم مشاوران مدیریت ایران :

وب برندینگ Web-Branding ( که آن آنلاین برندینگ Online Branding یا اینترنت برندینگ Internet Branding نیز می‌خوانند) یکی از بخش‌ها و تکنیک‌های مدیریت برند و برندینگاست که با به‌ کارگیری دنیای وب به عنوان یک رسانا به دنبال ایجاد جایگاهی برای یک نام تجاری (برند Brand) در بازار است.

تفاوت وب برندینگ سئو چیست  SEO webbranding

تفاوت وب برندینگ با سئو SEO چیست ؟

- وب برندینگ مفهومی جامع برای گسترش یک برند در دنیای وب بر اساس استفاده از کلیه ابزارهای موجود و یا خلق ابزار جدید برای انتشار پیام برند است.

- سئو (بهینه نمودن وب‌سایت برای موتور جستجو Search Engine Optimization) به عنوانی یکی از ابزار وب برندینگ به دنبال بهینه نمودن وب‌سایت برای بالا بردن جایگاه سایت در یک یا نهایتا دو موتور جستجوی اینترنتی در زبان خواص است ( بهینه نمودن بر اساس یک زبان محاوره مثلا انگلیسی و یا نهایتا انگلیسی/فارسی صورت می‌گیرید).

در سئو هدف اصلی رتبه‌بندی Website Ranking است اما در وب برندینگ هدف انتشار حداکثر پیام برند است.

برخی از برنامه نویسان تحت وب که به دنیای سئو تسلط کافی دارند (سئوکار خواند می‌شوند) قادرند که بدون درج تولید محتوای همیشه‌سبز و تنها با کپی مطالب سایت‌های دیگر و خرید لینک متعدد از سایت دیگر ، وب‌سایت را تا سایت شماره یک در گوگل بالا بیاورند.

اما سوال اساسی اینجاست :

آیا برای برند شما کاری صورت پذیرفته است؟ آیا با رتبه اول قرار گرفتن در گوگل (بر اساس 2 یا 3 کلمه) برند شما جاودان شد ؟ آیا همه‌چیز به وب‌سایت گوگل ختم می‌شود ؟

این به دین معنا نیست که سئو نباید مدنظر باشد بلکه به این معناست که سئو راه رستگاری برندتان نخواهد بود بلکه تنها یکی از ابزارهای در دست مدیر برند برای عملیات وب برندینگ است.

بنابراین وب برندینگ عبارت است از یک استراتژی که صاحبان کسب‌وکار در جهت تعریف جایگاه خود در بازار استفاده می‌نمایند. حتی کسب‌وکارهای بزرگ و شناخته‌شده نیز در این حوزه سرمایه‌گذاری فراوانی انجام می‌دهند تا برند خود را با شهرتی مناسب همراه سازند( تفاوت شهرت و برند)، زیرا فعالیت‌های وب برندینگ تاثیری بسیار عمیقی بر گسترش مرزهای شناخت از برند خواهد داشت. با توجه به رشد روز افزون جوامع، برندها نقش بسیار مهمی در زندگی مصرف‌کنندگان، ایفا می‌نمایند. بنابراین دنیای وب به عنوان ابزاری برای ارسال پیام به مخاطبان کنونی و آتی برند تلقی می‌شود.

پس وب برندینگ به عنوان ابزاری برای حمایت از برنامه‌های بازاریابی سازمان بکار گرفته می‌شود. توجه نمایید که در استفاده از وب برندینگ دقیقا همان اهدافی مدنظر است که در سایر روش‌های برندینگ موردتوجه قرار می‌گیرد. شاید مهم‌ترین این اهداف، افزایش میزان تقاضا برای محصول یا خدمات سازمان است.

اگر دقت نموده باشد وب برندینگ را یک استراتژی معرفی نمودیم. به این معنا که یک برنامه بلندمدت و دارای برنامه عملیاتی Action Plan خواهد بود.

وب برندینگ دارای 2 بعد اساسی است :

1- بعد مدیریت : برای وب برندینگ نیاز به تفکر مدیریتی برای ترسیم جایگاه برند در بازه بلندمدت وجود دارد. این همان چیزی است که مدیریت بازاریابی یا مدیریت برند سازمان بدان تسلط دارد. زیرا از برنامه‌های بازاریابی سازمان مطلع هستند و یا حداقل با مفاهیم بازاریابی آشنا هستند.

2- بعد مهندسی : برای و ب برندینگ نیاز به توانایی‌های اجرایی مانند برنامه‌نویسی، طراحی دوبعدی و سه‌بعدی، تولید ویدیو ... وجود دارد تا بتوان دنیای وب را همان‌طور که پیش‌تر گفته شد به عنوان رسانایی برای انتقال پیام به کار گرفت.

نکته : اگر در واحد بازاریابی سازمان بعد مدیریتی وب برندینگ وجود داشته باشد ولی بعد مهندسی آن نباشد، با همکاری با یک شرکت (طراحی وب‌سایت) می‌تواند این خلع را پر نماید، اما اگر بعد مدیریتی آن درون واحد بازاریابی وجود نداشته و سازمان تصمیم گرفته باشد تا هر دوی این ابعاد را به یک شرکت (طراحی وب‌سایت) واگذار نماید، چندین تجربه ناموفق شرکت‌های ایرانی و خارجی نشان داده است که این مسیر کاملا به بیراه رفته و عملیات از وب برندینگ به سئو سایت ختم شده و تمام نتایج حاصل‌شده از سرمایه‌گذاری انجام‌شده نیز در مدتی کمتر از 6 ماه از بین خواهند رفت.

  • اگر یک مدیر برند دارای تحصیلات و سابقه اجرایی در خصوص مهندسی نرم‌افزار و مدیریت بازاریابی باشد و بتواند هردوی این موارد را شخصا و با کیفیت بالا در سازمان اجر نماید، کلید طلایی موفقیت آن سازمان در حوزه برندینگ تحت وب است.

اهمیت وب برندینگ :

هر مدیری در مورد فواید آگاهی از برند و اینکه چگونه برند می‌تواند بر سود حاصله سازمانش تاثیر گذارد، مطلع است. هدف برند تمایز محصولات و خدمات یک شرکت از سایر رقباست که دقیقا همان محصول یا خدمت را ارائه می‌نمایند.

برندسازی مناسب موجب ایجاد وجه تمایز محصولات شده و نهایتا سبب می‌گردد تا شرکتی را با محصولاتش بشناسند. در این حالت جایگاه محصول Product Positioning تمایز محصول Product Differentiation به یکدیگر گره خواهند خورد. این دو را باید در استراتژی و ب برندینگ مد نظر قرار داد تا بخشی از بازار را به تملک خود در آورده و به مشتری وفادار به برند دست‌یابید. وفاداری مشتری به برند از طریق بازاریابی ارتباطی به راحتی قابل تحصیل است.

آیا سرمایه‌گذاری بر وب برندینگ ارزشش دارد ؟

چندین شرکت و برند را حداقل شخصا به یاد میاورم که تلاش‌هایشان در خصوص ایجاد یک برند به شکست انجامیده است. زیرا این برندهای دارای نقطه تمایز خاصی نبوده و یا نتوانسته بودند آن را در قالب پیام منتقل نمایند.

ادامه مطلب : وب برندینگ Web Branding چیست ؟

تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.


[ بازدید : 97 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

6 دلیل کاهش و یا عدم موفقیت در فروش

جمعه 16 بهمن 1394
17:49
iranmct

نوشته شده توسط دکترسیدرضاآقاسیدحسینی

تیم مشاوران مدیریت ایران :

در سازمانی که دچار مشکل فروش در کالا و خدمات خود شده است، اگر از مدیرعامل یا مدیر فروش سازمان در مورد علت آن سوال نماییم، اولین چیزی که بیان می‌نماید " خراب بودن شرایط بازار و اقتصاد " یا " رکود ایجادشده از فلان سال" یا " تغییر فشن" خواهد بود.

آیا شما نیز دچار مشکل در فروش کالا و خدمات خود هستید و همین موارد را بیان می‌نمایید ؟

در چنین مواقعی همه پشت یک تحلیل و تفسیر پنهان‌شده و همه بهانه‌هایی برای فقدان فروش و یا شکست کسب‌وکار خود فراهم می‌آورند. در اصل این‌گونه افراد عوامل خارجی را بهانه‌ای برای نرسیدن به اهداف خود قرار داده‌اند.

salespeople fail عدم موفقیت در فروش

نکته : هنگامی‌که یک کالا فروش نمی‌رود، 4 دلیل عمده دارد :

1- عمر فروش کالا تمام‌شده است. به این معنا که دیگر نیاز عمده مشتریان را برآورده نمی‌نماید. شاید تکنولوژی جدیدی جایگزین آن محصول شده است. مثل دوربین دیجیتال به‌جای دوربین عکاسی دارای نگاتیو.
- آیا مقصر تکنولوژی است ؟

2- محصول به‌درستی به بازار هدف معرفی نشده است .
- آیا بازار هدف مقصر است ؟

3- محصول به‌درستی برای بازار هدف انتخاب ‌نشده است.
- آیا بازار هدف مقصر است ؟

4- افراد و امکانات فروش محصول برای بازار هدف به درستی بررسی و برنامه‌ریزی نشده اند.
- آیا بازار هدف مقصر است ؟

در تمام موارد فوق، چه کسی باید سرزنش شود، مدیر یا شرایط بازار ؟

اگر در یک شرایط اقتصادی خوب شما 100 قلم از یک محصول را فروخته‌اید و در شرایط رکود یک عدد از آن را نمی‌توانید بفروشید، در بدترین حالت ممکن، فرض که کل تقاضای بازار این محصول 90% کم شده است، بازمی‌بینیم که 10% بازار هنوز تمایل به خرید این محصول را دارند. شما چه سهمی از همین این 10% باقی‌مانده را دارید؟

جواب شما یک "هیچی" بزرگ است. چرا ؟

اگر شما در فروش موفق نیستید و هرروز در مورد آن ناله و شکایت می‌کنید، پس‌ روی سخنم با شماست . به این سوال چالش‌برانگیزم پاسخ بده :

  • کدام‌یک از اعمالی که انجام داده‌ای یا انجام نداده‌ای سبب شده است تا به این وضعیت دچار شوی ؟

از خود یا تیم فروشتان سوال کنید، حتما جواب‌های بسیاری برای آن وجود دارد.

1- کجا برنامه یا عملی را به تعویق انداخته‌اید ؟

یکی از رایج‌ترین دلایل شکست در فروش همین به تعویق انداختن است. مدیر همواره به دنبال " بهبود اوضاع" است. مدیر در حال غرق شدن در بدهی‌های خویش است اما همچنان اصرار دارد که به این فکر می‌کند که حتما روزی خواهد رسید که شرایط بهتر شده و بعد فلان کار را انجام می‌دهد و آن روز همه‌چیز متفاوت خواهد بود. باید بدانید که هیچ بهتر از حالا نیست. باید هم‌اکنون اقدام نمایید تا حتی اگر روزی واقعا اوضاع بهتر شد، شما از بقیه که ایستاده‌اند یک گام جلوتر باشید. رقبای بزرگ شما نیز در شرایط بهتر اقتصادی بیش از این به کسب‌وکارتان فشار می‌آورند. به‌قول‌معروف هر جا که بروی آسمان همین رنگ است.

ادامه مطلب : 6 دلیل کاهش و یا عدم موفقیت در فروش

تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.


[ بازدید : 83 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

از دست این سه دسته مدیر دیوانه باید فرار کنید

جمعه 16 بهمن 1394
17:49
iranmct

نویسنده : برایان دِ هاف

زمانی به یک قائم‌مقام مدیرعامل گزارش می‌دادم که هیچ برنامه‌ای نداشت. واقعا هیچ برنامه‌ای برای هدفمند حرکت نمودن کسب‌وکار خود نداشت. برای اینکه همکاران هیچ‌گاه متوجه این مسئله نشوند، مرتب در نشست‌ها فریاد می‌کشید. گروه زیردست او مرتب روی پروژه‌های تاکتیکی کار می‌کرد، اما هیچ‌گاه هدف مشخص نبود. زمانی که پروژه‌ها تمام می‌شدند، هیچ‌گاه راضی نبود و دستور می‌داد که کار دوباره از ابتدا انجام شود. همیشه کار زیاد بود، با ناامیدی بسیار و بدون نتیجه.

البته مدیران بد وجود دارند ولی مدیران بدی هم هستند که در طبقه‌بندی خاصی قرار می‌گیرند.

وقتی سال‌ها کارکرده باشید، بدون شک گریبان گیر یکی از این طبقات خواهید شد. وجود چنین مدیرانی هشداری بر وجود مشکلات عمیق‌تری در درون سازمان است. این‌گونه افراد زندگی را برای خود مشکل می‌کنند و به نظر می‌آید که هدف زندگی آن‌ها دیوانه کردن هرکسی است که دوروبر آن‌ها هستند.

مدیران فرصت بزرگی در اختیاردارند که سازمان را هدایت نمایند و به‌عنوان یک مدل مثبت برای دیگران تلقی شوند. ولی متأسفانه همه مدیران جایگاه خود را و مسئولیت‌های خود را جدی نمی‌گیرند.

این‌گونه مدیران اثرگذاری احتمالی مثبت و یا منفی خود بر دیگران را در نظر نمی‌گیرند و فرصت‌های مختلفی که می‌توانند متمایز شوند را ، به هدر می‌دهند.

به‌عنوان مدیرعامل آها ( نرم‌افزار استفاده از محصولات)، اکنون این فرصت را دارم که در سازمان مدیران برتر را انتخاب کنم. و من بدون دنبال مدیرانی هستم که واقعا سخت‌کوش هستند و با دیگران به احترام و دیدی باز برخورد می‌کنند. ولی در اوایل کارم من نمی‌بایست کسانی را که می‌خواستم با آن‌ها کارکنم

انتخاب کنم و شاهد صدمات جانبی‌ای بودم که مدیران بد به دیگران وارد می‌نمودند.

حال بافاصله‌ای که از آن زمان‌ها گرفته‌ام، به این نتیجه رسیدم که این‌گونه مدیران بد به سه دسته تقسیم می‌شوند:

  • سنگ جمع کن
  • دو حرف زن
  • اهل زندگی

شما در طول پیشرفت کاری خود نخواهید توانست کاملا از دست این‌چنین مدیرانی فرار کنید. ولی به‌هرحال چند توصیه را در اختیار شما می‌گزارم که وقتی با این نوع شخصیت‌ها برخورد کردید، بتوانید به‌موقع تغییر مسیر دهید و هرچه زودتر که سلامت شما درخطر قرار نگیرد:

1-مدیران سنگ جمع کن

قائم‌مقامی که با او اشاره کردم، در این دسته‌بندی قرار می‌گیرد. سنگ جمع کن هیچ ایده‌ای ندارد که دنبال چه چیزی است. ولی این مسئله باعث کاهش سرعت او نمی‌گردد. به‌جای اینکه هدف معینی را مشخص کند، مسیر او روزبه‌روز تغییر می‌نماید. او کارمندان را هر روز به دنبال چیز دیگری می‌فرستد، هدفی که مشخص نیست بدین دلیل قابل‌دسترسی نیست. اگر مدیر شما سنگ جمع کن باشد، به‌ندرت بتوانید جلب نظر او را بکنید و اعتمادبه‌نفس شما تدریجا رکود خواهد کرد.

من به این دسته از مدیران بد اصطلاحا " سنگ جمع کن" می‌گویم چون فرقی نمی‌کند شما چه چیزی را به او می‌دهید، هیچ‌وقت آن سنگ زینتی‌ای را که می‌آورید آن سنگی نخواهد بود که او می‌خواست. چگونه خواهید توانست به این شکار بی‌پایان خاتمه دهید؟ سعی کنید با او بر روی اهداف مشخص، قابل‌اندازه‌گیری و قابل‌دسترس، به نتیجه برسید و بدین ترتیب پیشرفت شما قابل‌اثبات خواهد شد. از او بخواهید که به شما یک شرح وظایف دقیق ارائه دهد.

2-دو حرف زن

این نوع مدیر در هنر دو گونه بودن و فریب تبحر دارد. بسته به این دارد که با چه کسی کار کند، همواره سعی دارد که آن چیزی را که مخاطب می‌خواهد بشنود، به او بگوید. او عادت به دو حرف زدن دارد ، اعتقادی هم به انجام تعهدات خود ندارد.

اگر چنین نوع مدیری دارید، ممکن است تحقیقات شما به درازا بکشد که به حقیقت داستان برسید. توصیه من: به زبان بدن او دقت کنید که ممکن است عدم صداقت او را فاش کند. و دقیقا همه‌چیزهایی را که می‌گوید، را یادداشت کنید. اگر دیدید که رفتارش غیرعادی شد ، عدم صداقت او به شما ثابت خواهد شد و می‌توانید محترمانه به او بگویید که دارد مانند یک ماهی که از آب درآمده تقلا میزند.

ادامه :

http://goo.gl/0k0HvV


[ بازدید : 83 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
تیم مشاوران مدیریت ایران IRANMCT : Iran Management Consultants Team تحت لیسانس گروه مشاوران مدیریت کالیفرنیا، آمریکا CMCG با هدف ارائه و توسعه خدمات مديريت تشکیل شده است.عمده اعضای این تیم در خارج از کشور می باشند. اعضای این تیم در کشورهای استرالیا،آمریکا،چین ،انگلیس و ایران فعال می باشند.
وب سایت رسمی : http://IranMCT.com
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مشاوره مدیریت بازاریابی فروش تبلیغات برندینگ است. || طراح قالب avazak.ir
ساخت وبلاگ تالار ایجاد وبلاگ عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک بهترین گوشی برای موزیک بهترین گوشی برای سلفی بهترین گوشی برای بازی راهنمای خرید تلویزیون راهنمای خرید موبایل قیمت لپ تاپ راهنمای خرید گوشی قیمت تبلت قیمت انواع تبلت لپ تاپ قیمت خرید آنتی ویروس دانلود آهنگ جدید دانلود تک آهنگ بک لینک
بستن تبلیغات [X]